باروتكوبي و تشخيص بُرد سلاحها، ميبايد تا نيمهٴ اول سدهٴ شانزدهم منتظر ماند؛ زماني كه ميدان نه در اختيار آلمانيان، بلكه در اختيار دو ايتاليايي قرار گرفت، به نامهاي وانوچو برينگوچوي سيينايي (1480 ـ 1539)، و نيكولو تارتالياي براشايي (حدود 1506 ـ 1559).
برينگوچو رساله در باب صنايع آتشين را در سال 1540 در ونيز منتشر كرد؛ تارتاليا
علم جديدش را سال 1537 در همان شهر به چاپ رساند، كه شامل بحثي در مسائل پرتابهها بود و در سال 1546 هم
مسائل و ابداعات مختلف او در ونيز چاپ شد. اين كتابها بارها، به ايتاليايي و زبانهاي ديگر تجديد چاپ شد و تا پايان سدهٴ هجدهم، متن و تصاويرشان مورد استفادهٴ نويسندگان بعدي قرار گرفت. در باب
فلزات گئورگ آگريكولا را نميتوان در اين مقوله ياد كرد و اين تنها بدان جهت نيست كه مدتها بعد نوشته شده (بال 1556)، بلكه در عين حال بدان سبب كه از باروت، اسلحه و زره گفتگو نميكند.1
زره
معلومات ما در مورد زره در سدهٴ چهاردهم بر اثر كاوشهايي كه در سالهاي 1905 ، 1912 و 1928 ـ 1930، در نزديكي ويسبي صورت گرفت، خيلي افزايش يافته است. مردم گُتلاند (بزرگترين جزيرهٴ سوئد در درياي بالتيك) را والدمار پنجم (شاه دانمارك 1340 ـ 1375) در بيست و هفتم ژوئيهٴ 1361 شكست داد. صليب يادبودي در ميدان جنگ نزديك دروازهٴ جنوبي باروي ويسبي برافراشته شد كه هنوز در آنجا ديده ميشود.2 گفته ميشود 1800 سرباز در جنگ كشته شدند و در نزديكي جايي كه جنگيده و كشته شده بودند، به خاك سپرده شدند. سه گور جمعي كه تاكنون كاوش شده، بقاياي اجساد 1185 تن را همراه با تعداد زيادي زره دربرداشته است. يك بررسي نمونه دربارهٴ اجساد و زرهها توسط بِنگْت تُردِمان با همكاري پاول نُرلوند و بو اينگِلمارك صورت گرفته است (2 ج، استكهلم 1939 ـ 1940)، كه حاوي توصيف مشروحي از زرهها و آرنجپوشها، همچنين تاريخ زره چند لايه و جوشن است.
پس از مطالعهٴ كتاب تُردِمان براي اطلاعات اضافي به استيفن وينسنت گرانكسي، مدير بخش اسلحه و زره در موزهٴ متروپليتن نيويورك مراجعه كردم و او اجازه داد قطعات زره سدهٴ چهاردهم را كه در اختيار داشت بررسي كنم و اصول فني را در كارگاه زرهسازي توضيح داد. زره